همه‌ی ما ویژگی‌های شخصیتی خاص خود را داریم که یا از طریق والدین به ما منتقل شده‌اند یا این‌که آن را شخصاً به دست آورده‌ایم.

در این مقاله قصد بر این است ویژگیِ بارزی که اغلب ما با آن سروکله می‌زنیم؛ «کمال‌گرایی» را از دیدگاه علمی مورد بررسی قرار داده و ببینیم کمال گرایی چیست؟ و چگونه می‌تواند مانع پیشرفت ما شود.

کمال گرایی دقیقاً چیست؟

کمال گرایی چیست؟ کمال گرایی به مجموعه رفتارهایی که انجام می‌دهیم تا به ما حس کامل بودن بدهند را می‌گوییم.

برای درک دقیق‌تر؛ کلمه «گرایش» و «کمال» را در نظر بگیرید که در قالب یک چهارچوب رفتاری به عنوان گرایش داشتن به کامل شدن در ذهن انسان به‌وجود می‌آید. این گرایش‌ها می‌توانند از جنبه‌های مختلف بر زندگی ما چیره شده و تاثیرات خاص خودشان را بگذارند، احتمالاً در عرصه‌های مختلف زندگی خود احساس کرده‌اید که از نتیجه‌ی کار خود راضی نیستید یا این‌که از وضعیت وزنیِ بدن خود احساس رضایت نمی‌کنید! در صورتی که از دید دیگران نتیجه‌کارتان یا وزن بدن‌تان در حالت ایده‌آل قرار دارد. اگر این‌طور است شما به جای درستی آمده‌اید.

انواع کمال گرایی

عملاً نمی‌توان این خصوصیت را دسته‌بندیِ «خاص» کرد اما از دید روان‌شناسان، این خصیصه می‌تواند در دو نوعِ مثبت و منفی رویَش را نمایان کرده و بخشی از اختیار زندگی‌مان را در دست خویش بگیرد.

کمال‌گرایی مثبت، یک‌ چهارچوب رفتاری یا یک ‌هدف است که فرد از خود و کاری که انجام‌ می‌دهد انتظار دارد، برای مثال نویسنده‌ای را در نظر بگیرید که قصد دارد کتابی بنویسد، او تا حد معلوم و مشخصی از انرژی خود را روی کتابش می‌گذارد و پا فراتر نمی‌گذارد. اما در مقابل؛ کمال‌گرایی منفی برای فرد حد و ‌مرز قرار نمی‌دهد، بلکه یک وسواس خاصی در او ایجاد می‌کند که اجازه نمی‌دهد به‌جز ویژگی‌های منفیِ کار خود چیزی ببیند. راستش مسئله‌ی جالبی نیست اما درمان‌هایی نیز دارد که آن را در ادامه‌ی مقاله بررسی خواهیم کرد.

کمال گرایی منفی چگونه مانع پیشرفت‌مان می‌شود؟

زمانی که کمال‌گرایی منفی وارد زندگی شخص شود، یک بینش ایراد گیر در او ایجاد می‌شود که سعی می‌کند نواقص را بیشتر از ویژگی‌های مثبت یک‌ چیز به او نشان دهد، به بیانی اگر بینش یک شخص در حالت عادی ۵۰٪ ویژ‌گی مثبت و ۵۰٪ ویژگی منفیِ یک چیزی را ببیند، در کمالگرایی منفی این درصد‌ها به مراتب می‌توانند به نفع منفی افزایش پیدا کنند، چیزی مثل ۹۰٪ منفی و فقط ۱۰٪ مثبت.‌اما باز هم بستگی به خود فرد دارد.

اگر شخص با این بینش استخدام یک شرکت تولیدی شود شاید بتواند بیشتر مشکلاتی که در محصولات از دید کارشناسان پنهان می‌مانند را یافته و اطلاع دهد که به نفع شرکت است اما در زندگی شخصی خود به‌راستی نمی‌تواند کنترلی بر خود داشته باشد، بیشتر روان‌شناسان نشان از ناراضی بودن وی نسبت به آناتومی بدنی، اخلاق و.. حتی نسبت به افراد دیگر نیز می‌دهند که همه‌ی این‌ها باعث ایجاد چیزی به نام انتظار می‌شوند.

انتظار خواسته‌ای است که از خود، مسائل‌اش و اطرافیان دارد، دوست دارد از نظر بدنی عالی باشد، نمرات تماماً عالی بوده و اطرافیان‌ نیز عالی باشند.

حال تصور‌ کنید وقتی با چنین انتظاری زندگی کنید و ببینید تلاش‌های‌تان نتیجه‌ای که می‌خواهید را نمی‌دهند چه اتفاقی می‌افتد؟

عملاً وقتی فرد دیگری از بیرون به زندگی این شخص بنگرد، متوجه خوب بودن اوضاع می‌شود اما خود شخص راضی نیست و دوست دارد «بدون مرز» انتظارات خود را برآورده کرده و همه چیز را کامل‌ کند، او پس از این‌که می‌بیند با توجه به تلاشی که می‌کند نتیجه دل‌خواه را نمی‌گیرد، احساس شکست، نارضایتی و سرخوردگی می‌کند. این احساسات به مانند یک سم کشنده به اعماق ذهن او نفوذ کرده و باعث می‌شوند به مرور و کم کم، فرد از خود تصور ناقص بودن کرده و یک فرد شکست‌خورده بسازد.

احتمالاً تا اینجا متوجه شده‌اید که این خصوصیت چگونه می‌تواند با درگیر کردن فرد در کامل کردن همه‌چیز وقت او را صرف اهداف دست نیافتنی مثل تغییر دادن دیگران کرده و با ایجاد حس شکست او را کاملا منزوی و سر خورده کند که در واقع مانع پیشرفت وی می‌شود.

چگونه از شر کمال گرایی منفی خلاص شوم؟

برای رهایی از این احساس روش‌های مختلفی وجود دارد که امتحان‌شان خوشبختانه نه ‌تنها هیچ‌ ضرری ندارند بلکه باعث وجود نتایج مثبتی نیز خواهند شد.

روش اول

اگر در ابتدای مقاله ویژگیِ کمال‌گرایی مثبت را خواندید، می‌دانید که شخص دارنده این حس برای خود حد و‌ مرز مشخص می‌کند. کافی است شما در مورد کارهای خود نیز حد و‌ مرز مشخص کنید. یک دفتر بردارید و برای هر کاری که می‌خواهید شروع کنید یک‌سری قوانین تعیین کنید مثلاً بنویسید؛ من این کار رو شروع می‌کنم و برای یک هفته برای بهتر شدنش تلاش می‌کنم، من می‌دونم‌ اینقدر زمان کافیه و کار خوبی از آب در میاد.

شما با نوشتن این جملات به‌ ذهن ناخودآگاه خود دستور می‌دهید که یک ‌هفته زمان، برای کامل شدن کار کافی‌ست، این به مرور به یک عادت تبدیل می‌شود.

روش دوم

در این روش ساده لازم نیست چیزی بنویسید، فقط کافی‌ست سعی کنید ویژگی‌های مثبت زندگی را بیشتر حس کنید. وقتی آب می‌نوشید به لیوان بنگرید و‌ شمایل آن را تحسین کنید، سعی کنید از لمس کردن آن لذت ببرید و به هیچ‌ عنوان به نواقصی که به چشم‌تان می‌آیند توجه نکنید. با خود بگویید هیچ چیز در این دنیا کامل نمی‌شود.

روش آخر

اگر فکر می‌کنید روش‌های بالا جواب نمی‌دهند و مشکل کمی جدی‌تر به چشم‌ می‌آید، بهتر است به یک‌روان‌شناس مراجعه کرده و یا مکالمه‌ای با آن‌ها داشته باشید.

 

سخن آخر

سپاس بابت مطالعه، در این مطلب سعی شد این موضوع با زبانی ساده بررسی شده و راه حل‌هایی نیز ارائه شود،‌ چنانچه روش‌های بالا باعث شد نتیجه‌ خوبی بگیرید، یا روش بهتری می‌شناسید، می‌توانید آن را به‌آسانی در بخش نظرات به اشتراک‌ بگذارید.