استوارت فریمن پژوهشگر و نویسنده مجله هاروارد در تازه‌ترین مقاله خود به بررسی تعادل بین تمام ابعاد زندگی مدیران پرداخته است. او می‌گوید: در دو دهه گذشته با مدیرانی مواجه شده‌ام که دچار یاس و ناامیدی ناشی از کامل نبودن شده‌اند. به عبارتی آن‌ها در یک یا چند جنبه از زندگی خود ناموفق بوده‌اند. اگرچه آن‌ها در زندگی کاری خود موفق بوده‌اند، اما توانایی‌های رهبری خود را در تمام حوزه‌های زندگی شخصی، خانه، جامعه و خود (ذهن، بدن و روح) نمی‌یابند. اما برای موفق شدن در تمام ابعاد زندگی باید چه کاری انجام بدهیم؟

مطمئنا همیشه تنش میان نقش‌های مختلفی که ما در جامعه ایفا می‌کنیم وجود دارد و آن چه حائز اهمیت است؛ برقراری تعادل میان نقش‌هایی است که در زندگی خود بازی می کنیم. بدین منظور استوارت فریمن برنامه‌ای آموزشی تحت عنوان «پیروزی چهار امتیازی» برای برقراری تعادل در زندگی تدوین کرده است.

این برنامه در شرکت‌ها و کارگاه‌های آموزشی مختلفی در جهان تدریس شده است و نتایج موفقی را هم در پی داشته است. برقراری تعادل میان چهار حوزه‌ای که در زندگی شما نقش کلیدی دارند، نه تنها به نفع شما، بلکه به نفع عزیزان و افراد مهمی است که در اطراف شما زندگی می‌کنند.

فراگیری این آموزش باعث می‌شود که شما بتوانید با اطرافیانتان ارتباط خوبی برقرار کنید و به همین سبب آن‌ها نیز شما را حمایت می‌کنند. فریمن می‌گوید: در سال ۲۰۰۵ با مدیر داخلی سازمانی به نام کنت آشنا شدم. او اخیرا به فیلادلفیا نقل مکان کرده بود و خواستار تعامل بیشتری با جامعه و خانواده‌اش بود. او همچنین علاقه زیادی برای رسیدن به پست مدیر عاملی سازمانشان داشت.

برای تحقق همه این اهداف، تصمیم گرفت به عضویت هیئت مدیره شهرشان نیز دربیاید، این کار نه تنها به او اجازه می‌داد مهارت‌های رهبری خود را (به منظور حمایت از هدف حرفه ای خود) تقویت کند بلکه این گونه می‌توانست رابطه بیشتری با مردم اطرافش نیز برقرار کند.

برای موفق شدن کنت سه سال بعد در نامه‌ای، به این موضوع اشاره کرد که بعد از حضور در کارگاه‌های آموزشی و فراگیری آنچه که باعث پیشرفت او در تمام ابعاد زندگی‌اش می‌شد، اکنون علاوه بر اینکه در شغل خود به سِمَت مدیرعاملی رسیده است، توانسته به عنوان نائب رئیسی شورای شهر فیلادلفیا نیز دست پیدا کند. او همچنین در نامه‌اش به این موضوع اشاره کرده است که قبل از شرکت در کارگاه‌های آموزشی، هیچ گاه تصور این را نمی‌کرده است که روزی بتواند هم در جایگاه شغلی و هم در زندگی شخصی‌اش موفق عمل کند.

کنت تنها شرکت کننده‌ای نیست که چنین ارزیابی از شرکت در کارگاه‌های آموزشی داشته است. در مطالعه‌ای که در طی یک دوره چهار ماهه از بیش از ۳۰۰ متخصص حرفه‌ای (که میانگین سن آن‌ها ۳۵ سال بود) به عمل آمد، رضایت آن‌ها در زندگی کاری خود به طور متوسط ​​۲۰٪ افزایش یافته است، ۲۸٪ در زندگی خانوادگی و ۳۱٪ زندگی اجتماعی. شاید مهم‌تر از همه، رضایت آن‌ها در حوزه سلامت جسمی و احساسی خود و رشد معنویشان بوده که ۳۹ درصد افزایش یافته است.

شما برای موفق شدن در تمام ابعاد زندگی، نیاز به شرکت در کارگاه‌های آموزشی ندارید و در این مقاله می‌توانید به تمام اصل‌های مهم برای برقراری تعادل در ابعاد زندگیتان دسترسی پیدا کنید. با ما همراه باشید.

فرآیندهای اصلی: ابتدا فرآیندهای اصلی برای رهبری و مدیرت را فراموش نکنید.

واقعی بودن: در انجام کارها خودتان باشید و به تقلید از الگوهای رهبری نپردازید.

محترم باشید: همیشه و در هر شرایطی، به کارمندان خود احترام بگذارید تا آن‌ها هم در تمام شرایط احترام شما را حفظ کنند.

نوآوری: سعی کنید که همه کارهایتان را با خلاقیت و نوآوری انجام بدهید.

این فرایند را با مشورت و صحبت کردن با همکاران و مدیرانی که در حوزه شما فعالیت می‌کنند، آغاز کنید. شما باید نظرات و دیدگاه‌های افرادی که مانند شما مشغول به کار هستند را بدانید تا بتوانید اطلاعات خود را گسترده و به روز کنید. آگاهی از نظرات دیگران راه تازه‌ای برای موفق شدن، دیدن فرصت‌های تازه، نوآوری و کمک به پاسخگویی به تعهدات شما را فراهم می‌کند.

مثالی که در رابطه با آقای کنت زدیم را به یاد بیاورید. عضو شدن در شورای شهر نه تنها باعث بهبود روابط او در زندگی شخصی‌اش شد، بلکه باعث پیشرفت و موفقیت در شغل او نیز شد چرا که این کار باعث یادگیری مهارت‌های جدید برای او شد. زمانی که مدیران و ذی‌نفعان آقای کنت متوجه شدند؛ منافعشان تحت تاثیر تغییراتی که در زندگی شخصی او به وجود آمده است افزایش یافته، نه تنها از این تغییرات استقبال کردند بلکه سِمَت او را در سازمان نیز ارتقا دادند.

افزایش و بهبود مهارت‌ها در هر حوزه‌ای می‌تواند بر حوزه‌های دیگر هم تاثیر بگذارد و موجب بهبود آن‌ها نیز بشود. مثلا ۱ ساعت ورزش در صبح علاوه بر اینکه می‌تواند به صورت مستقیم بر سلامتی شما تاثیر بگذارد، به طور غیر مستقیم نیز انرژی شما را برای انجام وظایف شغلیتان بالا می‌برد و باعث افزایش اعتماد به نفستان می‌شود. این افزایش اعتماد به نفس هم می‌تواند شما را به یک پدر یا یک همسر و یا یک برادر خوب تبدیل کند.

«پیروزی چهار امتیازی» هم دقیقا این معنا را در پی دارد؛ موفقیت در کار یعنی بتوانید با موفقیت در یک حوزه، به صورت غیر مستقیم در حوزه‌های دیگر هم موفق شوید. مثلا در برنامه‌های خیریه‌ای که از سمت شرکتتان برگزار می‌شود، اعضای خانواده‌تان را شرکت دهید. این کار باعث می‌شود که به صورت هم زمان در چند بعد مختلف به مزایایی برسید. کافیست ذهن خود را باز کنید و یک بعدی به شرایط نگاه نکنید و کارها را آن گونه که باید انجام دهید.

اگر قرار است به یک ماموریت کاری بروید، تمام ابعاد را برای استفاده چندگانه بسنجید، ممکن است در این ماموریت علاوه بر اینکه بتوانید در جایگاه شغلیتان پیشرفت کنید، بتوانید مهارت‌های فردی خود را هم پرورش دهید. ممکن است بتوانید با هزینه شخصی، خانواده‌تان را در این سفر همراه خود کنید و همین امر موجب افزایش روحیه خود شما و خانواده‌تان می‌شود و افزایش روحیه هم باعث افزایش کاراییتان در این ماموریت شغلی می‌شود. پس به هر اتفاقی به عنوان یک فرصت نگاه کنید.

خیلی از افراد می‌گویند: ما نمی توانیم ذهن خود را به روی رویدادها باز کنیم و از آن‌ها در تمامی شرایط به نفع خود استفاده کنیم. این حرف بهانه‌ای بیش نیست چرا که خداوند قدرت فکر کردن را به شما داده است و تنها مشکل این است که حوصله کافی برای فکر کردن به شرایط پیش آمده و استفاده از آن در جهت مثبت را ندارید. بگذارید طور دیگری این موضوع را برایتان شرح دهیم. اینکه شما بتوانید به صورت چندگانه از موقعیت‌های خود نهایت استفاده را ببرید دقیقا مانند پازل درست کردن است. کافیست که قطعات را در کنار یکدیگر بچینید تا ببینید که چگونه می‌توانید با یک تیر چند نشان بزنید.