قطعا تا به امروز، صدها بار کلمه تلقین را شنیده باشید. اما تلقین چیست؟ آیا می‌توان با استفاده از قدرت تلقین به موفقیت دست پیدا کرد یا تلقین فقط راهی برای راهنمایی ماست؟ شاید هر بار که به کلمه تلقین برخورد کرده باشید، این سوالات در ذهن شما پیش آمده باشد.

اما قبل از اینکه بخواهیم، تلقین و راه‌های استفاده از آن را معرفی کنیم، بهتر است سیستم ذهنی مغز انسان را با هم مرور کنیم، سپس در مورد قوانین تلقین توسط دکتر امیل کوئه صحبت خواهیم کرد. در ادامه همراه ما باشید.

ضمیر آگاه و ضمیر ناخودآگاه

ذهن ما از دو بخش ضمیر آگاه و ضمیر ناخودآگاه تشکیل شده است.

ذهن آگاه همان ذهنی است که با آن فکر می‌کنیم و با اراده خود تصمیم می‌گیریم. اعمال مربوط به این ذهن ارادی است. برای مثال وقتی در جلسه امتحان به حل سوالات روی ورقه فکر می‌کنید و به دنبال جواب آن هستید، در اصل از ذهن آگاه بهره می‌گیرید.

اما کار ضمیر ناخودآگاه غیر ارادی است و سریعا تصمیم‌گیری می‌کند. به همین سبب قدرت تحلیل بالایی ندارد و همان کاری را انجام می‌دهد که از قبل درباره‌اش اطلاعات کسب کرده است.

وقتی هر روز یک جمله مثبت را با خود تکرار کنید، ضمیر آگاه آن را تحلیل می‌کند و آن جمله مورد تایید ذهن آگاه واقع می‌شود. با تکرار روزانه و بلندمدت این جمله آن را راهی ذهن ناخودآگاه می‌کنید؛ و آنگاه قدرت افکار مثبت را خواهید دید که همان جمله در مسیر زندگی‌تان نقش خواهد داشت.

  • مثلا هر فردی که در یک سرمایه‌گذاری شکست می‌خورد، این را باور دارد که سرمایه‌گذاری‌های او راهی جز شکست نخواهد داشت.
  • یا فردی که همیشه در امتحانات موفق می‌شود، به این باور رسیده است که در هر شرایطی توانایی قبول شدن در امتحان را دارد.

خب، حال متوجه شدیم که تکرار جملات مثبت و امیدوارکننده یا به عبارت دیگر تلقین کردن می‌تواند نقش مهمی در موفقیت ما در هر زمینه داشته باشد.

“روزی دکتر امیل کوئه که در داروخانه‌ای مشغول به کار بود، با مراجعه‌کننده‌ای مواجه شد. مراجعه‌کننده چند روز قبل هم برای خرید دارو به آن داروخانه رفته بود اما این بار به دکتر کوئه گفت که دارو‌ها هیچ تاثیری بر روی بیمار نداشته‌اند. دکتر که تعجب کرده بود، دست به کار شد. دارویی که هیچ‌ تاثیر درمانی برای بیمار نداشت را به او داد و گفت که این دارو علاج هر نوع بیماری است. چند روز بعد از این اتفاق بیمار بهبود یافت.”

در مطلبی که خواندید، دکتر امیل کوئه که خود روانشناس مطرح فرانسوی است از قدرت تلقین برای بهبودی یک بیمار استفاده کرد. او امروزه به عنوان پدر علم تلقین نامیده‌ می‌شود.

همانطور که قبلا اشاره شد، قدرت تلقین همان برنامه‌ریزی ذهن ناخودآگاه به شیوه‌ دلخواه است و می‌تواند یک فرد را سریعا به نتایج مورد نظرش برساند.

حال به چند تکنیک تلقین به خود اشاره می‌کنیم، استفاده از این تکنیک‌ها می‌تواند تاثیر یک تلقین را افزایش دهد:

  • باورپذیری تلقین
  • به عینیت رسیدن تلقین
  • استفاده از جملات کوتاه و پرمعنا
  • تکرار روزانه
  • داشتن اراده قوی و تاکید بر جمله هدف

اما آیا قدرت تلقین در هر زمینه‌ای قابل استفاده است؟ یک فرد سرمایه‌گذار چگونه می‌تواند از قدرت تلقین استفاده کند و به موفقیت دست یابد؟

زمانی که از تلقین به خود استفاده می‌کنید، جملات مثبت یا منفی را در ذهن ناخودآگاه خود نقش می‌بندید؛ بنابراین تلقین به خود در هر زمینه‌ای قابل استفاده بوده و می‌تواند شما را به موفقیت نزدیک کند.

 

نحوه تلقین در سرمایه‌گذاری

اکثر افرادی که امروزه در سرمایه‌گذاری به موفقیت بالایی دست پیدا کردند، به این باور رسیدند که می‌توان در این زمینه نیز بهترین بود. شاید IQ این افراد به اندازه یک دانشمند یا متفکر نباشد، اما جملات امیدوار‌کننده‌ای که در طول زندگی‌اش شنیده، به او در رسیدن به این راه کمک کرده است، نباید قدرت افکار مثبت را دست کم گرفت.

ذهن در حالت معمولی فقط به بقای انسان فکر می‌کند و باید به این نکته توجه کرد که ذهن شما باید برای کاری که می‌خواهید انجام دهید، آماده شده باشد. به عنوان مثال، یک سرمایه‌گذار باید در مرحله اول ذهن خود را با سرمایه‌گذاری و کارهای مربوط به آن آماده کند. با انجام موفقیت‌آمیز این کار می‌توان به موفقیت دست یافت.

 

چگونه ذهن را پرورش دهیم؟

  1. تمرکز بر هدف: اولین راه در پرورش یک ذهن آماده برای سرمایه‌گذاری، تمرکز داشتن بر هدف است. یعنی هدف خود را انتخاب کنید و سعی در دستیابی به آن داشته باشید. می‌توانید هر روز این جمله را با خود تکرار کنید: من می‌خواهم ثروتمند شوم! یا من می‌خواهم سرمایه‌گذاری نمونه شوم! این تلقین ذهن ناخودآگاه شما را آماده می‌کند.
  2. داشتن الگو: گاهی اوقات ذهن نیاز به یک استاد یا راهنما دارد، تا طبق اصول او پیش برود. تقلید کردن از یک شخص همیشه بد نیست! ممکن است با خود بگویید: من نیازی به تقلیدکردن ندارم. اما یکی از دلایل شکست شما همین جمله است. زمانی به تقلید کردن نیازی ندارید که به موفقیت اولیه رسیده باشید؛ پس قبل از رسیدن به موفقیت اولیه سعی کنید از اساتید، افراد حرفه‌ای یا مقالات الهام بگیرید.