انگیزه از کلماتی است که ما آن را در بخش‌های مختلف زندگی‌مان بکار می‌بریم و شاید روزانه از افراد زیادی عباراتی چون «انگیزه ندارم»، «انگیزه‌ام را از دست داده‌ام»، «بهم انگیزه داد» و… را بشنویم.

بارها اسم سمینارها و کلاس‌های انگیزشی به گوشمان خورده است و حتی اگر نتوانیم تعریف دقیقی از آن ارائه دهیم، اما بارها تاثیر افزایش یا کاهش انگیزه را در زندگی‌مان  تجربه کرده‌ایم.

در حالت کلی «انگیزه» به دو عامل درونی و بیرونی وابسته است و اساتید این حوزه همواره بر تقویت عوامل درونی تاکید دارند. در بیشتر کلاس‌های انگیزشی، تاکید بر شناخت خود، شناخت آنچه روحمان را خوشحال می‌کند، فراغت از عوامل محدودکننده ذهنی و تمرکز بر آنچه در درونمان رخ می‌دهد، است.

اگرچه عوامل بیرونی مانند پرداختن به علایق، تجربه یک رابطه خوب، شغل مورد علاقه و محیط کار سالم و شاد در بالا رفتن انگیزه تاثیر بسزایی دارد؛ اما از آنجایی که دوام عوامل بیرونی قابل محاسبه نیست و ممکن است با هر اتفاقی این عوامل دستخوش تغییر شوند، بنابراین بهترین راه طی کردن مسیر از درون ذهن و روح به سمت عوامل بیرونی است. هر چقدر ما بتوانیم از درون شاد باشیم و انگیزه خود را بالا نگه داریم، توان ایجاد انگیزه‌های بیرونی نیز افزایش یافته و درک رخدادها و حفظ انگیزه‌مان کاری آسانتر خواهد بود.

از آنجایی‌که حفظ انگیزه در محیط کار، خصوصا در عصر تکنولوژی که شدیدا انسان را دچار روزمرگی می‌کند، چالشی اساسی به حساب می‌آید؛ بنابراین در ادامه این مقاله به موضوع ایجاد انگیزه و حفظ آن در محیط کار خواهیم پرداخت.

انگیزه در محیط کار برای چه کسانی مطرح است؟

دغدغۀ «انگیزه» در محیط کار برای دو گروه پرسنل و کارفرمایان مطرح است. به عبارتی کارفرمایان با هدف بکار گرفتن حداکثر توانایی و دانش پرسنل و پیشرفت کسب و کار خود تلاش می‌کنند، انگیزه پرسنل را بالا برده و از آن مهم‌تر این انگیزه را در آنها حفظ کنند. اما پرسنل هم از طرفی برای ترقی، حفظ روحیه و… سعی می‌کنند باانگیزه و هدفمند باشند.

موضوع انگیزه را می‌توان از دید هر دو این گروه‌ها بررسی و در رابطه با هر کدام به تفصیل صحبت کرد؛ اما در این بخش می‌خواهیم به درون ذهن خود نگاهی بیندازیم و راه‌هایی را برای حفظ انگیزهمان در محیط کار پیدا کنیم. اگرچه این روش‌ها با صرف نظر از جایگاهمان در محیط کار، می‌تواند برای هر دو گروه مفید باشد، اما احتمالا کارمندان و یا افرادی که روزمرگی بیشتری را در کار خود تجربه می‌کنند، مخاطب اصلی ادامه این مطلب هستند.

در این مقاله قرار است عناوین زیر را مورد بررسی قرار دهیم: پنهان

انگیزه در محیط کار چیست؟

همه ما زمان زیادی را در محیط کار خود صرف می‌کنیم، شاید نیم بیشتری از انرژی ما در روز، صرف مسیر، سر و کله زدن با همکاران یا ارباب رجوع و از همه مهم‌تر تمرکز برای درست انجام دادن امور محوله شود. بنابراین در صورتی که انگیزه کافی برای طی کردن این روند نداشته باشیم، باعث خستگی روحی و جسمی خودمان و دیگران، اختلال در سیستم و شاید ترک کار شویم.

بنابراین قبل از رسیدن به چنین حالات رفتاری و تصمیماتی که از سر ناچاری گرفته می‌شوند، لازم است چند سوال را از خودمان بپرسیم: آیا کاری که انجام می‌دهیم را واقعا دوست داریم؟ یا در این لحظه برای کسب درآمد انتخاب دیگری نداریم؟! آیا می‌خواهیم برای مدت طولانی در این کار باقی بمانیم؟ برنامه بلندمدت برای پیشرفت در همین حوزه داریم؟ یا در صورت پیدا کردن موقعیت بهتر، این شغل را ترک خواهیم کرد؟

حفظ انگیزه در محیط کار زمانی معنا پیدا می‌کند که ما کار خود را دوست داشته باشیم و بخواهیم برای مدت طولانی در آن باقی بمانیم. در این صورت می‌توان از متدهای علمی برای اصلاح محیط و بالا بردن انگیزه استفاده کرد که اصطلاحا به آن «مهندسی سبک زندگی» می‌گویند.

اما اگر هدف ما مشغولیتی موقتی باشد، تلاش برای ایجاد تغییرات و حفظ انگیزه، معنای خود را از دست می‌دهد؛ ما هیچ‌گاه برای بهتر کردن محیطی که قصد ترک آن را داریم تلاش نمی‌کنیم. اگرچه علاقه به کار از اولویتی بالا برخوردار است و می‌تواند باعث حل شدن بسیاری از مسائل و گذر از موانع شود، اما مدت زمان حضور در کار، تاثیر بیشتری در تلاش ما برای بالا نگه داشتن انگیزه دارد.

به عبارتی شاید افرادی باشند که عاشق کار خود نیستند، اما از آن بیزار هم نیستند و بنا بر شرایط زندگیشان تصمیم می‌گیرند که زمان نسبتا زیادی را در شغلشان باقی بمانند؛ این افراد شرط علاقه را به صورت نسبی دارند اما دومین موضوع یعنی صرف زمان زیاد در یک محیط شامل حالشان می‌شود؛ بنابراین روش‌های افزایش انگیزه برایشان کاربرد فراوانی خواهد داشت.

روش‌های حفظ انگیزه در محیط کار

همانطور که در قبل ذکر شد، مهندسی سبک زندگی مهارتی است که به ما کمک می‌کند بتوانیم تعادلی نسبی را زندگی ایجاد کنیم. هر چقدر مهارت ما در درک و اجرای آن بیشتر باشد، تعادل در زندگیمان بیشتر می‌شود. شاید برای شروع، ما روند آهسته‌تری را طی کنیم، اما به مرور می‌آموزیم که باید از چه مواردی صرف نظر و بر روی چه مواردی تمرکز کرد و همین موضوع حرکتمان را تسریع می‌بخشد.

مهندسی سبک زندگی، راه‌هایی برای مدیریت تمامی بخش‌های زندگی مانند روابط شخصی و کاری، به تعادل رساندن محیط و… ارائه می‌دهد؛ اما با توجه به اینکه تمرکز این مقاله بر روی ایجاد انگیزه در محیط کار است، تعدای از روش‌هایی که در این حوزه کاربرد دارند را در ادامه مطالعه خواهید کرد:

  • یادگیری مهارت جدید: حتما همه ما تجربه یادگیری یک مهارت جدید را داریم! برای برخی این موضوع بیشتر اتفاق می‌افتد و برای برخی دیگر تنها بنا بر شرایط و در صورتی که مجبور باشند، رخ خواهد داد! اما اگر شما دچار روزمرگی شده‌اید و انگیزه و علاقه خود را در کارتان از دست داده‌اید، ایجاد یک دغدغه ذهنی جدید می‌تواند راه خوبی برای بازیابی انرژی باشد.

شاید فکر کنید که با این کار خسته‌تر می‌شوید، اما اصلا اینطور نیست! خستگی که از عدم انگیزه ناشی شود، با ایجاد یک انگیزه جدید بازیابی خواهد شد. وقتی شما به سراغ یادگیری یک مهارت جدید و البته کمی پیچیده و ناشناخته (با توجه به تجربیات قبلی‌تان) می‌روید، تمام ذهنتان برای مدتی درگیر آن خواهد بود. تمام طول روز در حال فکر کردن به آن هستید، موضوع‌های جانبی درگیرتان نمی‌کند، حتی ممکن است اتفاقاتی که تا هفه قبل برایتان ناراحت‌کننده بود، دیگر اصلا به چشمتان نیاید!

حتی ممکن است این مهارت مسیر جدیدی را در زندگیتان باز کند، البته در این لحظه بهتر است بر روی تغییر مسیر تمرکز نکنید، چراکه ممکن است ناامید شوید و از ادامه یادگیری صرف نظر کنید. بهتر است هدف تنها یادگیری مهارت جدید باشد و البته پیچیده بودن آن کمک شایانی به نجات ذهنتان از روزمرگی خواهد کرد. دقت کنید منظور از پیچیدگی، کارهای نشدنی و غیرممکن نیست، بلکه منظور کاری است که ذهنتان را کاملا درگیر کرده و فرصتی برای دچار شدن به روزمرگی باقی نگذارد.

  • شناخت عوامل انگیزشی: اینکه شما بدانید چه عواملی موجب ایجاد انگیزه در شما می‌شود، خوب است اما کافی نیست! در محیط کار انگیزه جمعی است که می‌تواند جو را عوض کند. اگر شما می‌خواهید در جوی شاد و پرانرژی کار کنید، باید بدانید که خود به عنوان عضوی از آن می‌توانید ایجاد کننده و یا حداقل عامل تقویت‌کننده جو باشید.

هرگز نگویید این کسب و کار متعلق به من نیست، پس این موضوع ارتباطی به من ندارد! درست است که ایجاد جوی سالم و پرنشاط در اصل مربوط به تصمیمات مدیریتی و عملکرد بخش منابع انسانی است؛ اما شما عضوی از مجموعه هستید که وجود جو سالم یا ناسالم می‌تواند در روحیه و عملکردتان تاثیر بگذارد؛ بنابراین جو را بسازید.

اگر جو ناسالم است و شما هدف یا توانایی ترک آن را ندارید، باید یک برنامه اصلاحی ترتیب دهید. نگویید من عضو کوچکی هستم و نمی‌توانم تاثیرگذار باشم! به صحبت‌های منفی همکاران توجه نکنید، به کسانی که سعی در مسموم کردن جو دارند بها ندهید، صحبت‌های مثبت، ایجاد برنامه‌های شاد ناهار یا زنگ تفریح در چهارچوب قوانین محیطی که در آن فعالیت می‌کنید، برنامه اصلاح تغذیه یا ورزش با چند تن از همکاران، می‌تواند در تغییر جو تاثیرگذار باشد. به یاد داشته باشید که شما مسئول تغییر دادن محیط یا جو یک سازمان نیستید، اما مسئول خودتان هستید و احتمالا می‌توانید فضای خوبی را در شعاع اطراف خود ایجاد کنید.

  • کاهش توقع، افزایش هیجان: اگر با افرادی که کمترین آسیب را از محیط و دیگران تجربه می‌کنند هم‌صحبت شوید، درمی‌یابید که آنها توقع خود را از دیگران به حداقل رسانده‌اند. دقت کنید که شما نباید حقوق طبیعی را با توقع اشتباه بگیرید. طلب کردن حقوق طبیعی یک توقع به حساب نمی‌آید! اما اگر روزی به یکی از همکارانتان لطفی کردید، توقع جبران از او نداشته باشید.

شما وظیفه‌ای برای لطف به دیگران ندارید، بلکه وظیفه دارید بدی نکنید. اگر رفتار سالمی دارید و علاوه بر آن لطفی به کسی می‌کنید، از روی محبت، انسانیت و با تصمیم خودتان آن را انجام دهید نه با حساب و کتاب، چرا که ممکن است آسیب ببینید یا ناامید شوید. اگر همکار شما در شرایطی مشابه لطفتان را جبران کند، روابطتتان بهتر خواهد شد و در غیر اینصورت نباید ناراحت شوید، چراکه انجام آن لطف با تصمیم خودتان بوده است.

همچنین بالا رفتن هیجان می‌تواند از دچار شدن به روزمرگی جلوگیری کند. منظور از هیجان ایجاد تنش نیست، بلکه ایجاد رقابتی مثبت می‌تواند در حفظ انگیزه در محیط کار موثر باشد. این موضوع نیز تا حد زیادی در حوزه مدیریت و منابع انسانی است اما به هر حال شما هم باید سعی کنید مهندس زندگی خود باشید و به نوعی هیجان را در زندگیتان ایجاد کنید تا ذهنتان درگیر آن شده و از یکنواختی خارج شود.

  • تکنیک پومودورو: این تکنیک مربوط به حوزه مدیریت زمان است که در سال 1980 اختراع شد و در آن شما به ازای هر 25 دقیقه کار باید حدود 3 الی 4 دقیقه استراحت کنید؛ به هر 25 دقیقه کاری یک پومودورو گفته می‌شود که بعد از پشت سر گذاشتن 4 پومودورو باید 15 دقیقه به خود استراحت دهید.

افراد به صورت ناخودآگاه تمایل دارند تا قبل از رسیدن به زمان استراحت، کارشان را تمام کنند و یا بخشی از کار را ببندند و کاری را نیمه تمام رها نکنند، چراکه به قولی رشته کلام را از دست می‌دهند و زمان می‌برد تا مجددا بتوانند به صورت کامل روی موضوع تمرکز کنند.

از آنجایی که در تکنیک پومودورو شما 25 دقیقه کار کرده و بعد از آن زمان استراحت کوتاهتان آغاز می‌شود، همچنین پس از دو ساعت به استراحت طولانی‌تری می‌پردازید؛ بنابراین احتمالا کارتان را به 4 بخش کوتاه تقسیم می‌کنید و در آن 25 دقیقه سعی می‌کنید که نهایت دقت و تمرکز خود را بکار ببرید تا هر بخشی به اتمام برسد؛ و در نهایت پس از دو ساعت کار کاملا به اتمام رسیده باشد.

پومودورو نوعی برنامه‌ریزی است که حتی در صورت پایین بودن انگیزه می‌تواند در حفظ عملکرتان موثر باشد و به شما کمک می‌کند که تا زمان بازیابی انرژی و ایجاد انگیزه بتوانید رفتار کاری خود و مسئولیت‌هایتان را به خوبی پیش برده و مدیریت کنید. به عبارتی این تکنیک یک روش کمک‌کننده است و راهی مستقل برای بازیابی انگیزه به حساب نمی‌آید.

 

سخن آخر

همانطور که می‌دانید رفتارها، عملکرد و تصمیمات ما تحت تاثیر مجموعه‌ای از عوامل مانند شرایط خانوادگی، کاری، عرف جامعه و… است؛ که در ابتدا به صورت ناخودآگاه بوده و ما مدیریتی روی آن نداریم. اما به مرور زمان، با مطالعه و شناخت بیشتر خود و عوامل تاثیرگذار بر روی زندگیمان، توانایی مدیریت در ما افزایش خواهد یافت و به اصطلاح می‌توانیم افسار زندگیمان را در دست بگیریم و در این زمان است که ایجاد هر تغییری برایمان موثر خواهد شد.

ایجاد انگیزه در محیط کار و به صورت کلی مهندسی سبک زندگی، بسه به همین شناخت است؛ به عبارتی وقتی ما ندانیم از چه چیزی ناراضی هستیم و یا اینکه بدانیم اما نتوانیم بفهمیم که چه چیزهایی موجب ایجاد آن شرایط شده‌اند، چطور می‌توانیم تغییری ایجاد کنیم؟ وقتی می‌خواهیم شرایطی را تغییر دهیم قدم اول شناخت آن و عوامل ایجاد کننده‌ است.

در محیط کار نیز همین موضوع صدق می‌کند؛ وقتی که حوزه کاریمان را دوست داریم و تصمیم داریم برای مدت طولانی در آن باقی بمانیم؛ اما همچنان احساس نارضایتی می‌کنیم؛ باید عوامل ناراحتی را درک کنیم، تغییراتی که برایمان مقدور است را ایجاد کنیم و در کنار آن با استفاده از تکنیک‌های بالا بردن و حفظ انگیزه، ذهن و جسم خود را در بهترین شرایط حفظ کنیم.