انسان همواره در مسیر پیشرفت و کشف واقعیات جدید و دستاوردهای نوین بوده و در این مسیر با فراز و نشیب‌های بسیاری روبه‌رو شده است. تکامل ساختار ذهنی انسان از طریق عوامل مختلف امکان‌پذیر است و در این زمینه روان‌درمانگرها نقش مهمی را به دوش داشتند. جستجوی معنا برای زندگی یکی از چالش‌های بسیار مهم و البته سخت برای انسان بوده و هست و در این مقاله قصد داریم به مفهوم معنا درمانی یا لوگوتراپی بپردازیم.

ویکتور فرانکل از اولین افرادی بود که مفهوم معنا درمانی را بنیان‌گذاری کرد و رفته رفته بعد از گذراندن زمانی در اردوگاه‌های کار اجباری، این دستاورد را به شکل عجیبی گسترش داد. ویکتور فرانکل یکی از قربانیان جنگ جهانی بود و با چشم خود عدم تعادل فکری و اختلال‌های روحی را در اردوگاه‌های کار اجباری دیده بود و سخت‌ترین و عمیق‌ترین دردهای بشر را از نزدیک لمس کرده بود. در همین زندگی پرآشوب کشف کرد که با پیدا کردن معنا برای زندگی، امکان رهایی از وضعیت بد روحی میسر می‌شود. برای آشنایی بیشتر با معنا درمانی با این مقاله با همراه باشید.

آشنایی با زندگی ویکتور فرانکل

ویکتور فرانکل در سال 1905 در وین اتریش به دنیا آمد. او از همان ابتدای جوانی تحت تأثیر نظریه‌های متعددی از سیگموند فروید و آلفرد آدلر قرار گرفت. با گذر زمان به دانشگاه پزشکی وین راه پیدا کرد و از همان‌ جا مدرک خود را دریافت کرد. فعالیت وی در حوزه روان‌درمانی از مدیریت بخش اعصاب و روان بیمارستان راتشیلد شروع شد و در گام بعدی مدیر کلینیک پزشکی – روانی وین شد. زمانی که اردوگاه کار اجباری شکل گرفت وی به همراه خانواده خود به این اردوگاه فرستاده شد و همین اتفاق نقطه عطف زندگی او بود.

از بین تمامی اعضای خانواده، فقط ویکتور زنده ماند و بعد از رهایی کتابی از آن واقعه نوشت به نام انسان در جست‌وجوی معنا که به 24 زبان زنده دنیا ترجمه و منتشر شد. در مجموع ویکتور فرانکل 30 کتاب درباره معنا درمانی نوشت و در سراسر دنیا منتشر شد. ویکتور در دانشگاه‌های مختلف دنیا اسم و رسم عجیبی داشت و 30 دکترای افتخاری کسب کرده بود تا جایی که یافته‌های او در علم معنا درمانی در آمریکا به رسمیت شناخته شد و به هر شکلی مورد تائید قرار گرفته بود.

معنا درمانی چیست؟

ریشه کلمه لوگو در لوگوتراپی به زبان یونانی برمی‌گردد. لوگوس در یونانی یعنی اراده خداوند یا معنا (meaning)؛ بنابراین معنا درمانی یا لوگوتراپی یعنی درمان از طریق معنا.

ویکتور فرانکل در مسیر کشفیات خود به این اصل رسیده بود که انسان به انگیزه‌هایی که به زندگی او معنا ببخشند، نیاز دارد. به زبان ساده یعنی عاملی که منجر به زندگی کردن انسان شود جوری که متوجه گذر زمان نشود. او در کتاب خود گفته بود که:

«هر چیز را می‌توان از یک انسان گرفت به‌جز آزادی اندیشه انسانی. انسان با اندیشه خود می‌تواند نگرشش را تغییر دهد و در هر شرایطی، یک دلیل قانع‌کننده برای مقاومت پیدا کند.»

این نکته بر مبنای نظریه کشف معنا برای زندگی بر اساس رنج در نظر گرفته شده است. ویکتور معتقد بود زمانی که انسان در شرایط سخت قرار دارد و قادر به تغییر شرایط نیست، باید برای تغییر خود اقدام کند. این اقدام به این معنی است که انسان باید تمامی تعاریف و باورهای خود را کنار بگذارد و بنا به موقعیت فعلی، معنای جدیدی در زندگی خود به وجود بیاورد.

بررسی اصول معنا درمانی یا لوگوتراپی

اصولا افرادی که هیچ معنایی برای زندگی خود ندارند به عنوان بیمار شناخته می‌شوند؛ منظور افرادی است که هیچ دلیلی برای ادامه زندگی خود ندارند. در این تعریف جایگاه اجتماعی، فقیر و غنی بودن یا سطح سواد اصلا مهم نیست. این یک بیماری است که ممکن است برای هر شخصی در هر جایگاهی رخ دهد. نکته مهم این است که برخی از افراد با این بیماری به صورت موقت درگیر می‌شوند و برخی دیگر با این بیماری زندگی می‌کنند!

معنا درمانی یا لوگوتراپی

پزشک یا روان‌درمانگر برای بهبود این شرایط در شخص مبتلا باید در گام اول یک معنا برای زندگی او پیدا کند. به زبان ساده منظور از معنا در زندگی یک انگیزه برای ادامه حیات است که انسان با در نظر گرفتن آن یک انرژی برای ادامه داشته باشد. اما سؤال اصلی این جا است که این امر چطور امکان‌پذیر است؟! ویکتور فرانکل معتقد بود که نظریه‌اش در این زمینه بر سه پایه مهم بنا شده است:

  • هر انسان دارای یک هسته سالم در وجود خود است.
  • تمرکز پزشک باید به هسته داخلی بیمار باشد و با انرژی همان هسته و پتانسیل‌های نهفته در آن به مداوای شخص اقدام کند.
  • زندگی به انسان هدف می‌دهد اما خوشبختی را تضمین نمی‌کند.

راه‌های شناختن معنی در زندگی

بر اساس علم معنا درمانی، سه روش برای کشف معنی وجود دارد:

  • کشف معنی با ایجاد یا انجام یک کار در زندگی
  • کشف معنی با تجربه جدید یا آشنایی با یک شخص
  • کشف معنی با تغییر نگرش

برای نمونه ویکتور در یکی از کتاب‌هایش در خصوص یک بیمار خود این‌گونه نوشت که:

یکی از مراجعه کنندگان به دلیل فوت و از دست دادن همسر خود دچار افسردگی شده بود و در این پروسه دست به کارهای مختلف زده بود تا پذیرش این واقعه را داشته باشد. من هم در حرفه خود تلاش کردم که هدف مرگ همسر وی را در زندگی نمایان کنم. جلسات متعددی با وی برگزار کردم و سعی کردم کارهایی که باعث آرامش روح همسر وی می‌شود را فهرست کنیم و در نهایت او عمده تمرکز خود را وقف امور خیریه کرد. او بدون برنامه قبلی حالا درگیر هدف جدیدی شده و از دل یک اتفاق بد، به برنامه خوب و خیرخواهی رسیده بود. همین مسیر منجر به بهبود و پذیرش وی در از دست دادن همسرش شد و معنای جدیدی در زندگی او به وجود آمد.

ارکان اصلی معنا درمانی در زندگی

معنا درمانی بر اساس 6 اصل یا رکن اساسی شکل گرفته که در این بخش به معرفی و تشریح آن‌ها می‌پردازیم:

بدن، ذهن و روح: انسان اساساً از سه بخش بدن، ذهن و روح شکل گرفته است. نظر فرانکل این بود که انسان دارای بدن و ذهن است اما روح دقیقه همان چیزی است که ما هستیم! به زبان دیگر ویکتور عقیده داشت که وجود ما همان روح ما است. در کتاب تو همانی که می‌اندیشی بطور مفصل در این زمینه صحبت شده‌است که شما می‌توانید با مطالعه این کتاب اطلاعاتی را در این زمینه کسب نمایید.

زندگی در هر شرایط دارای معنا است: از نظر ویکتور فرانکل انسان در زندگی خود در هر شرایطی حتی بدترین شرایط روحی دلیلی برای زندگی دارد. تفاوتی که بین افراد قوی و ضعیف در رد کردن بحران‌های روحی و فکری هست، معنا بخشیدن به زندگی و کشف انگیزه‌ها برای ادامه حیات است.

اراده انسان در کشف معنا: اصل معنا درمانی بر این رکن اشاره می‌کند که انسان اصولا دارای استقلال فکری به منظور کشف معنا در زندگی است یعنی در هر شرایطی می‌تواند برای خود یک معنی برای ادامه داشته باشد. این استقلال بیشتر روحی و ذهنی است تا فیزیکی و ما از دل درد و رنج قادر به شکوفایی نسخه جدیدی خود هستیم.

آزادی برای کشف معنا: از نظر فرانکل آزادی برای انسان در راستای کشف معنای زندگی یکی از مهم‌ترین اصول این فرایند است.

ذهن شما زندان نمی‌شود: بسیاری از انسان‌های فرهیخته و تاریخ‌ساز در مسیر زندگی خود سر از زندان درآوردند و نقطه عطف زندگی خود را در آن دوران و محدودیت‌ها تعریف می‌کنند. بالواقع در زندان تن و فیزیک شما محدود است اما ذهن و روح شما آزاد است و هیچ محدودیتی برای آن وجود ندارد.

توجه به معنای لحظه‌ها: در نظر داشته باشید که شما برای تعیین یک هدف یا معنای بزرگ در زندگی، نیاز به تعیین اهداف و معنای لحظه‌ای و کوچک‌تر در روال زندگی روزانه هستید. هر انسانی باید معنی این تصمیمات کوچک روزانه را بشناسد و در راستای اهداف کلی و اخلاقیات خود گام بردارد.

هر انسانی منحصر به فرد است: انسان یک کالا و محصول نیست که دارای برخی چهارچوب‌های رفتاری و ذهنی یکسان باشد و تمامی رفتارهای او از قبل قابل پیش‌بینی باشد. هر انسانی منحصر به فرد و یکتا است و تفکرات منحصر به فرد خویش را دارد. در همین راستا به منظور کشف معنا در زندگی خود این نکته بسیار اهمیت دارد که به دنبال تقلید از رفتار زندگی دیگران نباشید و از اصل و ریسه فکری خود بهره ببرید تا معنای اصلی وجود خود در زندگی را پیدا کنید. برای مطالعه بیشتر در رابطه با منحصر به فرد بودن هر شخص می‌توانید “مقاله عزت نفس چیست” را مطالعه کنید.

سخن آخر

همان‌طور که در بخش مقدماتی هم اشاره کردیم انسان‌ها در مسیر زندگی خود با فراز و نشیب‌های متعددی روبه‌رو می‌شوند و گاه به صورت موقت و یا طولانی مدت با آن درگیر هستند. در این راستا داشتن یک انگیزه و معنا برای ادامه در زندگی از ارکان اصلی زندگی محسوب می‌شود. در صورتی که فردی در زندگی خود معنا یا انگیزه‌ای برای زندگی نداشته باشد، از نظر ذهنی و فکری به عنوان یک بیمار شناخته شده و بهتر است برای بهبود شرایط به پزشک یا روان‌درمانگر مراجعه کند. داشتن معنا برای زندگی از مهم‌ترین اصول ذهنی و فکری برای زندگی است. برای اولین بار ویکتور فرانکل معنا درمانی یا لوگوتراپی را پایه‌گذاری و در عرصه جهانی معرفی کرد.