تا به حال با افرادی برخورد داشته‌اید که فقط و فقط به خودشان اهمیت می‌دهند؟ انگار مرکز جهان هستند و خودشان را محور همه چیز در دنیا می‌دانند. احتمالا روابط‌تان را با این افراد در صورتی که برای‌تان امکان‌پذیر باشد، ادامه نمی‌دهید. به این افراد در اصطلاح روانشناسی خودشیفته می‌گویند که یک اختلال شخصیتی نیز محسوب می‌شود. در این مطلب به دنیای افراد خودشیفته وارد می‌شویم و ضمن تعریف خودشیفتگی و ویژگی‌های افراد خودشیفته به بیان تفاوت این مفهوم با عزت نفس و دوست داشتن خود می‌پردازیم. با ما همراه شوید.

خودشیفتگی چیست؟

تعریف کردن خودشیفتگی یا نارسیسیم در ابتدا آسان به نظر می‌رسد. افراد خودشیفته به گونه افراطی خود را مهم و محور همه چیز می‌دانند و به خود عشق می‌ورزند. نیاز به تایید و تحسین دیگران از مهم‌ترین ویژگی‌های این افراد محسوب می‌شود. تمام احساس و عاطفه فرد خودشیفته معطوف به خودش است و معمولا شخصیتی غیر قابل انعطاف دارد.

با این که ارائه یک تعریف مشخص از خودشیفتگی کار آسانی است اما در عمل تشخیص این که رفتارهای یک فرد ناشی از خود شیفتگی است یا خیر کار بسیار سختی به شمار می‌رود و نیاز به نظر افراد متخصص و حرفه‌ای در این زمینه دارد.

افسانه نارسیس

نارسیسیسم از ریشه لغوی نارسیس به معنای نرگس گرفته شده است. طبق افسانه‌های یونان باستان، نارسیس پسری بود که دل دختران زیادی را که عاشق او شده بودند شکسته بود. با شکایت این دختران به خدایان و درخواست تنبیه نارسیس، او خودش را در آب چشمه دید و به قدری عاشق و شیفته تصویر خودش شد که روز به روز ضعیف‌تر می‌شد و در نهایت هم جان سپرد.

در محل جان سپردن نارسیس نخستین گل نرگس هم رشد کرده است. طبق افسانه‌های یونان به همین دلیل است که گل نرگس در کنار چشمه رشد می‌کند؛ جایی که نارسیس عاشق خودش شده بود و جان داد.

ویژگی افراد خودشیفته

افراد خودشیفته ویژگی‌های زیادی دارند که با استفاده از آن‌ها شناخته می‌شوند. آشنایی با این ویژگی‌ها به شما کمک می‌کند تا مرز بین دوست داشتن خود و خودشیفتگی را راحت‌تر تشخیص دهید و با بروز یک یا چند رفتار ساده، به دیگران برچسب خودشیفتگی نزنید.

تشخیص خودشیفته بودن یک فرد اصلا کار ساده‌ای نیست و نمی‌توان با مشخص کردن معیارهای مشخص دست به قضاوت در خصوص وجود خودشیفتگی در دیگران زد. این کار نیاز به یک فرد متخصص در این زمینه و بررسی‌های دقیق دارد. اما در کل می‌توان گفت افراد خودشیفته برخی ویژگی‌های مشترک دارند که در زیر به آن‌ها اشاره می‌کنیم.

1. نیاز شدید به توجه و تحسین

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های افراد خودشیفته نیاز آن‌ها برای به دست آوردن تحسین سایرین و مورد تشویق قرار گرفتن از سوی دیگران است. این افراد حتی برای به دست آوردن توجه و تحسین دیگران در میزان موفقیت و دستاوردهای خود مبالغه می‌کنند و آن‌ها را به صورت اغراق‌آمیزی مطرح می‌کنند. افراد خودشیفته دائما به دنبال جلب توجه دیگران هستند.

نکته جالب این که نیاز افراد خودشیفته برای به دست آوردن توجه و تایید دیگران، از کمبود عزت نفس آن‌ها سرچشمه می‌گیرد. این افراد از سایرین برای به دست آوردن این عزت نفس استفاده و گاهی سوء استفاده می‌کنند.

[su_note]بیشتر بخوانید: عزت نفس چیست و چه تفاوتی با اعتماد به نفس دارد؟[/su_note]

به ویژه افرادی که معمولا زیاد تعارف می‌کنند و با دیگران همدلی نشان می‌دهند، گزینه‌های بسیار خوبی برای تزریق حس اعتماد به نفس به افراد خودشیفته محسوب می‌شوند.

خودشیفته‌ها در صورتی که دیگران آن‌ها را مورد تحسین قرار ندهند و تشویق نکنند، خیلی زود برآشفته و بداخلاق می‌شوند. خیال‌پردازی افراد خودشیفته در مورد برتری در زمینه‌های مختلف هم این حالت را در آن‌ها تشدید می‌کند.

2. نداشتن توانایی همدلی

یکی از بارزترین ویژگی‌های افراد خودشیفته نداشتن توانایی همدلی با دیگران است، آن‌ها اصلا به شما گوش نمی‌دهند، چه برسد به این که بتوانند با شما احساس همدردی و همدلی داشته باشند.

نداشتن حس همدلی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که باعث می‌شود افراد خودشیفته معمولا نتوانند روابط خوبی با دیگران داشته باشند و روابط عاطفی آن‌ها که در بسیاری از موارد به شکست منتهی می‌شود. خودشیفته‌ها مسئولیت سهم خود را در رابطه با دیگران به عهده نمی‌گیرند.

3. احساس افراطی مهم بودن

افراد خودشیفته دائما در مورد موفقیت‌ها و دستاوردهای خود صحبت می‌کنند چرا که احساس می‌کنند از دیگران باهوش‌تر و بهتر هستند. آن‌ها خود را مهم‌تر از همه می‌دانند و به صورت افراطی شیفته خودشان هستند. خودبزرگ‌بینی از مهم‌ترین مشخصه‌های این افراد به شمار می‌رود.

آن‌ها به صورت اغراق‌آمیز حس می‌کنند توانا هستند و لیاقت زیادی دارند. خودشیفته‌ها این احساس را دارند که کسی قدر آن‌ها را نمی‌داند. این افراد در عین حال که در مورد خودشان زیاد صحبت می‌کنند، خیلی علاقه‌ای هم به شنیدن حرف‌های شما ندارند که در روابط آن‌ها با دیگران بسیار اثرگذار است.

4. حسادت

افراد خودشیفته هم فکر می‌کنند دیگران در حال حسادت کردن نسبت به آن‌ها هستند و هم معمولا به دیگران حسادت می‌کنند. آن‌ها به صورت بیمارگونه خود را با دیگران مقایسه می‌کنند و نمی‌توانند هیجانات خود را در زمان حسادت به دیگران کنترل کنند.

5. غرور و تکبر

غرور و تکبر یکی دیگر از ویژگی‌های افراد خودشیفته است. تکبر به صورت طبیعی با خودخواهی همراه می‌شود. افراد خودشیفته خود را بالاتر و برتر از دیگران می‌دانند و به همین دلیل با غرور و تکبر با آن‌ها برخورد می‌کنند. یکی دیگر از عواملی که رابطه افراد خودشیفته با دیگران را خدشه‌دار می‌کند.

6. قدرت طلبی افراطی

خودشیفته‌ها انسان‌های قدرت‌طلبی هم هستند. معمولا در ارتباط با دیگران رابطه استثمارگونه با آن‌ها دارند و زورگویی یکی از ویژگی‌های شخصیتی آن‌ها در ارتباط با اطرافیان‌شان محسوب می‌شود. سرزنش کردن مداوم دیگران و مقصر دانستن آن‌ها از دیگر ویژگی‌های افراد خودشیفته محسوب می‌شود.

7. روابط آشفته و پریشان

تمام مواردی که در بالا مطرح کردیم در نهایت به روابط این افراد با دیگران صدمه می‌زند و اجازه نمی‌دهد افراد خودشیفته بتوانند رابطه خوبی با اطرافیان خود برقرار کنند. این افراد معمولا هیچ رابطه جدی یا دوست طولانی مدتی ندارند.

افراد خودشیفته از دید دیگران بسیار خودخواه به نظر می‌رسند و معمولا از نظر اجتماعی افراد تمایلی به معاشرت زیاد با آن‌ها ندارند. در واقع بیشتر، آشنایان معمولی اطراف این افراد را گرفته‌اند.

خودشیفته‌ها اغلب سعی می‌کنند عزت نفس دیگران را برای افزایش عزت نفس خود کاهش دهند. شما در ارتباط با این افراد معمولا حس اضطراب و آشفتگی دارید و همیشه حس می‌کنید مقصرید. دائما سعی می‌کنید به خاطر کاری که احتمالا هیچ تقصیری در آن نداشته‌اید، از آن‌ها عذرخواهی کنید. این در حالی است که افراد خودشیفته حتی اگر مقصر هم باشند از دیگران عذرخواهی نمی‌کنند. در کتاب “روانشناسی عزت نفس اثر ناتانیل براندن” بطور مفصل درباره عزت نفس صحبت شده است که پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید.

در ضمن معمولا اینکه شما به افراد خودشیفته چه واکنشی نشان می‌دهید هم خیلی مهم نیست و روی رفتار و طرز تفکر آن‌ها تاثیر چندانی ندارد، آن‌ها اتفاقا به دنبال واکنش شما هستند اما به این دلیل که می‌خواهند از تاثیرگذاری بر شما مطمئن شوند.

آیا خودشیفتگی یک اختلال شخصیتی است؟

خودشیفتگی و دوست داشتن زیاد از حد خود یک اختلال شخصیتی محسوب می‌شود و نیاز به درمان و صحبت با افراد متخصص دارد. هرگونه افراط می‌تواند منجر به اختلال شود و آسیب‌هایی را متوجه افراد بکند.

خودشیفتگی در دسته اختلالات شخصیت نمایشی قرار می‌گیرد و معمولا در میان مردان بیشتر از زنان دیده می‌شود. این اختلال به دلایل متعددی ممکن است در افراد بروز کند که از جمله آنها تایید و تمجید بیش از حد و غیر واقع‌بینانه از سوی والدین و پاسخ مثبت دادن به همه خواسته‌های آن‌ها است.

افراد مبتلا به اختلال خودشیفتگی معمولا مشکل خود را به سختی می‌پذیرند و راضی کردن آن‌ها به طی مراحل درمان دشوار است. همچنین خودشیفتگی معمولا در دوران نوجوانی و بزرگسالی بروز می‌کند و این که بچه ها علائم خودشیفتگی از خود نشان دهند تا حدی طبیعی است.

خیال‌پردازی در مورد هوش و توانایی بالای خود، شرمسار کردن دیگران، حق به جانب بودن، شکننده و حساس بودن، انتقاد پذیر نبودن و … از دیگر ویژگی‌هایی است که می‌توان در افراد دارای اختلال خودشیفتگی مشاهده کرد.

تفاوت اعتماد به نفس و خودشیفتگی

نباید خودشیفتگی را با اعتماد به نفس و دوست داشتن خود اشتباه گرفت. خودشیفتگی و عزت نفس دو مقوله کاملا متفاوت هستند و باید مرز بین این دو را بشناسیم. اعتماد به نفس و دوست داشتن خود در حد منطقی لازمه یک زندگی شاد و موفق اجتماعی است.

در واقع عزت نفس نشان از سلامت روحی افراد دارد، برخلاف خودشیفتگی که یک اختلال شخصیتی محسوب می‌شود.

ویژگی‌های چون گوش ندادن به دیگران، نداشتن حس همدلی با آن‌ها، حسادت کردن به شیوه بیمارگونه و رفتار از زاویه بالا و تحقیرآمیز با دیگران که به وفور در افراد خودشیفته دیده می‌شود، به هیچ وجه در افراد با اعتماد به نفس بالا وجود ندارد.

آن‌ها معمولا روابط سالم و بسیار خوبی با دیگر افراد جامعه برقرار می‌کنند و افراد متکبر و خودخواهی در روابط اجتماعی محسوب نمی‌شوند.

[su_note]بیشتر بخوانید: خلاصه کتاب روانشناسی عزت نفس اثر ناتانیل براندن[/su_note]

چند توصیه برای مواجهه با افراد خودشیفته

گاهی اوقات خودشیفته‌ها در حلقه نزدیک‌ترین افراد به شما قرار دارند و نمی‌توانید با آن‌ها ارتباطی نداشته باشید. برای برقراری ارتباط بهتر با این دسته از افراد باید در درجه اول وجود مشکل در آن‌ها را شناسایی کنید.

پذیرش شخصیت متفاوت افراد خودشیفته، قدم بعدی در برقراری رابطه مناسب با آن‌ها است. سعی کنید در رابطه با این افراد مرزها را مشخص کنید و نگذارید تحت هیچ شرایطی آن‌ها مرزها را نادیده بگیرند و کنترل زندگی شما را به دست آورند. نیازهای خود را در ارتباط با این افراد کاملا واضح مشخص کنید.

در برخورد با افراد خودشیفته دائما آن‌ها را تحسین نکنید و نگذارید این امر خودشیفتگی آن‌ها را تقویت کند. حرف‌هایشان را بشنوید و شنونده خوبی برای این افراد باشید. به اندازه‌ای که معقول و منطقی است و کاملا واقع بینانه از آن‌ها تمجید کنید.

در واقع هم با تحسین آن‌ها در حد منطقی و به صورت واقع‌بینانه رابطه نزدیکی با این افراد برقرار کنید و هم به خودشیفتگی آن‌ها پر و بال بیشتری ندهید. به هیچ وجه به دنبال به دست آوردن تایید فرد خودشیفته نباشید. تنها سعی کنید ارتباط خوب و سازنده‌ای با آن‌ها برقرار کنید.

در نهایت حتما و حتما سعی کنید در ارتباط با این افراد از نظر یک متخصص استفاده کنید و حتی اگر آن‌ها مشکل‌شان را نمی‌پذیرند و به دیدن یک متخصص و روانکاو رضایت نمی‌دهند، شما برای برقراری ارتباط بهتر با آن‌ها نظر و مشورت افراد متخصص را بگیرید.

دور شدن از افراد خودشیفته در زمان مناسب یکی دیگر از نکاتی است که در ارتباط با این افراد باید یاد بگیرید. در ارتباط برقرار کردن با این افراد عذاب وجدان نگیرید و خودتان را در اولویت هر گونه ارتباطی قرار دهید.

خودشیفتگی اختلالی نیست که به راحتی آن را نادیده بگیرید و به درمان نیاز دارد. اگر به این اختلال در افراد توجه نشود، می‌تواند پیامدهای مختلفی مانند افسردگی و اضطراب را برای فرد بیمار به همراه آورد.

داروی خاصی برای درمان اختلال خودشیفتگی وجود ندارد و روند درمان این اختلال هم معمولا کند است و در طولانی‌مدت و با درمان‌های مبتنی بر روانکاوی می‌توان انتظار بهبود نسبی مبتلایان به خودشیفتگی را داشت.

ازدواج با افراد خودشیفته

ازدواج با افراد خودشیفته یکی دیگر از موارد مهمی است که باید در این اختلال مورد بررسی قرار بگیرد. افراد خودشیفته معمولا در ارتباط با دیگران موفق نیستند. آن‌ها توانایی زیادی برای همدلی کردن و اهمیت دادن به دیگران ندارند، اصلی که در ازدواج امری بسیار مهم تلقی می‌شود. ناراضی بودن از آن‌ها در ازدواج بسیار سخت است و خودشیفته‌ها اصلا آدم‌های انتقادپذیری نیستند.

اگر به هر صورت با یک فرد خود شیفته ازدواج کردید مشکل او را بپذیرید و اولویت قائل شدن برای خودتان را فراموش نکنید. نگذارید همسرتان به عنوان یک شخصیت خودشیفته کنترل زندگی شما را در دست بگیرد.

حتما برای خودتان زمان بگذارید و با آدم‌هایی که شما را دوست دارند و به شما حس عشق و احترام می‌دهند، در ارتباط باشید. در زمان ازدواج با یک فرد خودشیفته حتما خوب فکر کنید و این را بدانید که شما قادر به تغییر شخصیت افراد نیستید. مشکلات زندگی با این افراد را در نظر بگیرید و با آگاهی و شناخت زندگی مشترک خود را شروع کنید.

سخن آخر

رابطه با افراد خودشیفته از نظراحساسی می‌تواند طاقت‌فرسا باشد. این افراد به صورت اغراق‌آمیزی خود را مهم می‌دانند و به خودشان عشق می‌ورزند. افراط در به دست آوردن تایید و تحسین دیگران، قدرت‌طلبی و زورگویی افراطی، نداشتن روابط مناسب و پایدار با دیگران و نداشتن حس همدلی با آن‌ها از مهم‌ترین ویژگی‌های افراد خودشیفته محسوب می‌شود.

خودشیفتگی یک اختلال شخصیتی است و افراد خودشیفته باید برای درمان این اختلال، به متخصصان مراجعه کنند. این اختلال می‌تواند به مشکلات بزرگتری مانند اضطراب یا افسردگی هم منجر شود.