بعید است تا به حال از هوش هیجانی یا EQ چیزی نشنیده باشید. مفهومی نسبتا جدید در روانشناسی که به ویژه مورد توجه صاحبان کسب و کار و مشاغل قرار گرفته است و امروزه از زندگی روزمره گرفته تا مجامع علمی و تخصصی رواج بسیار گسترده‌ای دارد. در این مطلب قرار است به سراغ این مفهوم برویم تا شما را با معنای هوش هیجانی و عناصر هوش هیجانی آشنا کنیم و راه های تقویت هوش هیجانی به شما آموزش دهیم.

هوش هیجانی چیست؟

تعاریف مختلفی برای هوش هیجانی یا EQ یا Social Intelligence مطرح شده است، برای مثال ادوارد ثورندایک روانشناس برجسته آمریکایی هوش هیجانی را درک انگیزه رفتار خود و دیگران و استفاده از این اطلاعات در تعاملات اجتماعی تعریف می‌کند یا  توانایی نظارت و پایش احساسات و هیجانات خود و دیگران، تفکیک و تشخیص آن‌ها و استفاده از این اطلاعات به عنوان راهنمای تفکر و رفتار هم تعریف سالووی و مایر از هوش هیجانی است.

دانیل گلدمن هم که نقش برجسته‌ای در رونق و توسعه این مفهوم داشته است، هوش هیجانی را شامل توانایی‌هایی چون انگیزه دادن به خود، پشتکار در شرایط دشواری و سرخوردگی، کنترل رفتارهای تکانشی، به تاخیر انداختن خواسته‌ها، تنظیم هیجانات، جلوگیری از غلبه استرس بر قدرت فکر کردن، همدلی با دیگران و امیدواری می‌داند.

اگر بخواهیم به زبان ساده این مفهوم را تعریف کنیم، می‌توانیم بگوییم هوش هیجانی توانایی کنترل داشتن و تسلط افراد بر احساسات، عواطف و هیجانات خود و سازگاری با دیگران و شرایط مختلف است. شناخت کافی از خود و مجموعه این عوامل لازمه این تسلط محسوب می‌شود.

به این معنا که در موقعیت‌های مختلف به ویژه در شرایطی که احساسات و عواطف شما درگیر هستند، بتوانید بر احساسات خود کنترل داشته باشید و متناسب با آن موقعیت خاص واکنش نشان دهید. به اندازه کافی و باتوجه به شرایط عصبانی شوید، خوشحال باشید، نگران شوید و یا دیگر احساسات و عواطف انسانی را تجربه کنید.

عواطفی که بروز دادن کنترل نشده آن‌ها می‌تواند عواقب نه چندان خوشایندی برای افراد به ویژه در روابط اجتماعی‌شان داشته باشد. اگر شما تسلط خوبی بر احساسات و هیجانات خودتان داشته باشید، می‌دانید که چگونه آن را به وسیله‌ای برای دستیابی به اهداف و داشتن زندگی بهتر تبدیل کنید.

[su_note]بیشتر بخوانید: هوش هیجانی چیست و چرا مهم است؟[/su_note]

تاریخچه هوش هیجانی

جان مایر و پیتر سالووی دو روانشناسی هستند که در دهه 1990 مفهوم هوش هیجانی را برای اولین بار مطرح کردند.  البته این مفهوم پیش از اینکه به صورت تخصصی وارد حوزه روانشناسی شود و اهمیت بیشتری پیدا کند، هم تحت عناوین مختلفی چون خودآگاهی، توانایی افراد در سازگاری با محیط و برقراری روابط سازنده با دیگران شاخصی بسیار مهم در روابط میان فردی و دیگر مناسبت‌های اجتماعی به شمار می‌رفت.

کاربرد و فواید هوش هیجانی

هوش هیجانی در زندگی شما کاربردهای بسیار زیادی دارد. از زندگی روزمره گرفته تا حضور در موقعیت‌های مختلف اجتماعی برخورداری از هوش هیجانی می‌تواند شما را همراهی کند و از روابط‌تان با خانواده تا روابط با دوستان و افراد مختلف موثر واقع شود.

این مفهوم در مشاغل و سازمان‌ها هم بسیار فراگیر بوده است و کارایی بسیار زیادی دارد. دانیل گلدمن از جمله اولین کسانی بود که مفهوم هوش هیجانی را در زمینه سازمان‌ها و مشاغل نیز به کار برد. گلدمن معتقد است خودآگاهی، خودمدیریتی، خودانگیزشی، دیگرآگاهی و دیگر مدیریتی 5 حوزه مهم و حیاتی در هوش هیجانی هستند.

در حوزه کسب و کارها معمولا کسانی که EQ بالاتری دارند، احتمالا راحت‌تر با محیط سازگار می‌شوند و توانایی بیشتری در برقراری ارتباطی سازنده با همکاران خود دارند. عواملی که در مجموع می‌تواند به بهبود کارایی فرد در سازمان و موفقیت مجموعه منجر شوند.

اهمیت هوش هیجانی این روزها به اندازه‌ای است که برخی آن را بسیار مهم‌تر از IQ می‌دانند. فرد باهوشی که کنترل خوبی بر احساسات و هیجانات خود نداشته باشند و نتواند ارتباط سازنده و موثری با محیط کار خود برقرار کند، احتمالا نمی‌تواند تاثیر مثبتی هم بر بهبود کارایی دیگر افراد سازمان داشته باشد و شاید نتواند آنگونه که مورد انتظار است به موفقیت سازمان و مجموعه خود کمک کند.

5 عنصر اصلی هوش هیجانی

با توجه به آن چه در خصوص نظر گلدمن در ارتباط با هوش هیجانی گفتیم تا حدودی می‌توان به مولفه‌های هوش هیجانی پی برد. به این معنا که افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، از چه ویژگی‌هایی برخوردارند که به آن‌ها در داشتن روابط موفق با دیگران و داشتن واکنش‌های مناسب در شرایط مختلف کمک می‌کند. برای تقویت و افزایش هوش هیجانی آشنایی با این مولفه‌ها ضروری به نظر می‌رسد. در زیر به بررسی عناصر هوش هیجانی می‌پردازیم. همچنان همراه ما باشید.

1. خودآگاهی

مهمترین ویژگی افراد که EQ بالایی دارند و می‌توانند از کنترل بر عواطف و احساسات و انعطاف‌پذیری بالای خود در موفقیت شغلی، خانوادگی، اجتماعی و … استفاده کنند، شناخت خوب این افراد از خود و احساسات‌شان است. شما تا شناخت خوبی از خود و احساس‌تان و نقاط ضعف و قدرت خود  نداشته باشید، نمی‌توانید بر آن‌ها تسلط پیدا کنید و در روابط خود با دیگران آن‌ها را کنترل کنید.

2. خودتنظیمی

احتمالا با این مفهوم آشنایی کمتری داشته باشید. خود تنظیمی به این معنا است که حالا که افراد شناخت خوبی از خود، احساسات و عواطف‌شان دارند، می‌توانند این هیجانات را در روابط خود با دیگران به خوبی مدیریت و تنظیم کنند. خودتنظیمی مهارتی است که می‌تواند در موقعیت‌های مختلف به شما کمک کند.

برای آشنایی بیشتر با این مفهوم خودتان را در شرایطی در نظر بگیرید که تا حد زیادی عصبانی شده‌اید و می‌دانید که واکنش بیش از حد عصبانی و همراه با پرخاش نمی‌تواند شما را به نتایج دلخواه‌تان برساند. در این شرایط اگر بتوانید خود را کنترل کنید و احساسات‌تان را به نحو مطلوب بروز دهید، می‌توان گفت که شما از هوش هیجانی خوبی برخوردار هستید. یعنی حس عصبانیت را به اندازه‌ای که لازم است بروز دهید، در این شرایط مطمئنا ارتباطات موثرتری را تجربه می‌کنید.

3. مهارت‌های اجتماعی

تنها شناخت خودتان کافی نیست. هوش هیجانی در ارتباط با دیگران است که معنا پیدا می‌کند. شما باید بتوانید احساسات و عواطف دیگران را هم در نظر بگیرید و متناسب با پیام‌های کلامی و غیر کلامی آن‌ها به ارتباط با دیگران بپردازید.

4. همدلی

همدلی مهارتی است که به روابط اجتماعی شما رنگ دیگری می‌بخشد. شمایی که احساسات سایر افراد را به خوبی می‌فهمید، باید توانایی همدلی با آن‌ها را هم داشته باشید تا بتوانید روابط موفق و سازنده‌ای با آن‌ها برقرار کنید. همدلی شما با دیگران موجب می‌شود، نفوذ و تاثیر بیشتری هم بر آن‌ها داشته باشید.

5. انگیزه

داشتن انگیزه و اهداف مشخص در روابط با دیگران نیز می‌تواند به بهبود روابط میان فردی شما منجر شود، بنابراین داشتن انگیزه یکی دیگر از مولفه‌های هوش هیجانی به شمار می‌رود و باید مورد توجه کسانی قرار بگیرد که قصد دارند این مهارت را در خود افزایش دهند.

7 تکنیک برای تقویت هوش هیجانی

هوش هیجانی نوعی توانایی و مهارت است نه یک استعداد ذاتی و می‌توان با تمرین و استمرار این توانایی را بهبود بخشید. در ادامه به سراغ راه های تقویت هوش هیجانی و 7 تکنیک را در این زمینه به شما معرفی می‌کنیم.

1. افزایش خودآگاهی

خودآگاهی و شناخت از خود اولین قدم برای افزایش هوش هیجانی و سازش با محیط و دیگران محسوب می‌شود. شما باید احساسات، عواطف، هیجانات و واکنش‌های خود را در موقعیت‌های مختلف بشناسید تا بتوانید در شرایط گوناگون تسلط خوبی بر این احساسات داشته باشید و بدانید که باید چه برخوردی انجام دهید. کنترل کردن آن چه که شناختی از آن نداریم، تقریبا غیر ممکن است.

برای رسیدن به این منظور سعی کنید برای خودتان وقت بگذارید و در شناخت عادت رفتاری و هیجانی خود دقیق‌تر شوید. سعی کنید اطلاعاتی که در مورد خودتان به دست می‌آورید را بنویسید و در نهایت به یک جمع‌بندی در خصوص نحوه واکنش‌های خود در موقعیت‌های احساسی و هیجانی و نحوه انعطاف‌پذیری در شرایط مختلف برسید.

2. خوب مشاهده کردن و خوب گوش دادن

در اولین قدم از شناخت خودمان و تقویت آن صحبت کردیم اما این شناخت و افزایش خودآگاهی به تنهایی برای تقویت EQ کافی نیست. شما باید شناخت خوبی هم از اجتماع و سایرینی که قرار است با آن‌ها ارتباط برقرار کنید، داشته باشید. خوب مشاهده کردن و شنیدن حرف‌های افراد می‌تواند بهترین راه حل برای رسیدن به این شناخت باشد.

اگر ارتباط خوب و سازنده‌ای با دیگران ندارید و معمولا در روابط خود با آن‌ها نمی‌توانید، انعطاف‌پذیر باشید و در نهایت ارتباط خوبی با آن‌ها برقرار کنید، سعی کنید در خصوص خود و دیگران کنجکاو باشید و به بررسی رفتار افراد در جامعه بپردازید. خوب بشنوید و خوب ببینید.

پیام‌های کلامی و غیر کلامی افراد را در نظر بگیرید. با این کار هم درک درستی از افراد و روابط میان فردی به دست می‌آورید و هم یاد می‌گیرید که در روابط‌تان با سایرین صبور و متواضع شوید، به آن‌ها اجازه صحبت کردن و ابراز وجود بدهید و در نهایت بتوانید ارتباط سازنده‌تری با دیگران برقرار کنید.

3. انتقادپذیر بودن

یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که می‌تواند به شما برای تقویت هوش هیجانی کمک کند، انتقادپذیر بودن است. اینکه شما به معایب روابط خود با دیگران توجه نکنید، موجب می‌شود هیچ پیشرفتی هم در زمینه روابط اجتماعی و میان فردی خود نداشته باشید.

به انتقادات دیگران توجه کنید و آن را به عنوان یک عامل کمکی در تقویت هوش هیجانی ببینید. انتقادات را خوب بررسی کنید و در صورت نیاز سعی کنید در این موارد انعطاف بیشتری داشته باشید.

4. مسئولیت‌پذیری بالا

مسئولیت‌پذیری هم به صورت مستقیم با افزایش هوش هیجانی در ارتباط است. این که شما بتوانید مسئولیت اشتباهات خود را در ارتباط با دیگران و در موقعیت‌های مختلف بپذیرید به شما کمک می‌کند تا برای رفع آن چه به روابط شما آسیب می‌زند، موفق‌تر عمل کنید.

5. تمرین تسلط و کنترل احساسات

سعی کنید برای دستیابی به اهداف خود در تقویت هوش هیجانی هدف‌گذاری کنید. می‌توانید با اهداف کوچک‌تر و از روابط خود با نزدیکان‌تان شروع کنید. به احساسات دیگران توجه بیشتری داشته باشید و رفتار خود را با دیگران زیر نظر بگیرید.

آرام آرام سعی کنید در روابط خود با اطرافیانتان سازگارتر شوید و با توجه به کنش‌ها و واکنش‌های مختلف و در نظر گرفتن بررسی‌هایتان از روابط میان فردی کنش‌های خود با نزدیکانتان را بهبود ببخشید. به ویژه در موقعیت‌های ناگهانی که معمولا واکنش‌های پر از احساسات و هیجان از خود نشان می‌دهید، سعی کنید آرام آرام کنترل بیشتری را بر احساسات خود لحاظ کنید.

6. خود را به جای طرف مقابل‌تان بگذارید

یکی از بهترین راه‌هایی که می‌تواند به شما برای افزایش هوش هیجانی کمک کند، این است که در روابط مختلف خود را جای طرف مقابل‌تان بگذارید. این کار به شما کمک می‌کند تا به روابط‌تان از زاویه‌ای دیگر نگاه کنید و درک متفاوتی از خودتان در روابط اجتماعی به دست آورید. همچنین شناخت بهتری هم از احساسات و هیجانات دیگران در ارتباط با خودتان به دست می‌آورید و می‌توانید با در نظر گرفتن مجموعه این عوامل کنش و واکنش بهتری را در روابط اجتماعی خود تجربه کنید.  

7. واقع بین باشید

واقع‌بینی یکی دیگر از دلایلی است که می‌تواند به شما برای افزایش شناخت از دنیای اطراف‌تان کمک کند. اینکه شما نگاهی واقع‌بینانه به دنیای اطرافتان و روابط با دیگران داشته باشید و آن‌ها را همانگونه که هست، ببینید، قدرت درک و اصلاح بیشتری هم به شما می‌دهد.

 

سخن آخر

یکی از راه‌های افزایش کیفیت زندگی و بهبود روابط اجتماعی تقویت هوش هیجانی است. هوش هیجانی یا EQ که مفهومی جدید در روانشناسی محسوب می‌شود و به معنای توانایی کنترل داشتن و تسلط افراد بر احساسات، عواطف و هیجانات خود و سازگاری با دیگران و شرایط مختلف است.

هوش هیجانی بالا کاربردهای بسیاری در زندگی اجتماعی دارد ( برای مطالعه بیشتر در این خصوص مقاله: ارتباط هوش هیجانی و هوش مالی در چیست؟ را مطالعه کنید) و تکنیک‌های متعددی هستند که می‌توانند این مهارت را در افراد تقویت کنند. مهارتی که در مراحل مختلف زندگی می‌تواند به شما کمک کند و به دست آوردن آن خیلی هم آسان نیست. به قول ارسطو عصبانی شدن آسان است، همه می توانند عصبانی شوند اما عصبانی شدن در برابر شخص مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب آسان نیست.