سیستم به مجموعه‌ای از عوامل گفته می‌شود که به منظور خلق رفتار جدید و خاص به هم پیوند می‌خورد. در این میان تفکر سیستمی از بخش‌های پویایی شناسی سیستم محسوب می‌شود که شخصی به نام جی فاستر، استاد دانشگاه ام آی تی در سال 1956 ابداع کرد. فاستر در فرآیند تحقیق‌هایش به این موضوع پی برد که به منظور سنجش ایده‌های نو در سیستم اجتماعی، به یک روش جامع و بهتر همچون ایده‌های مهندسی لازم است. تفکر سیستمی این امکان را فراهم می‌کند که کارشناسان قادر به تشخیص بهتری از سیستم‌های اجتماعی خواهند بود و برای بهبود آن تصمیم‌های جدی اتخاذ می‌کنند. در این مقاله به تفسیر تفکر سیستمی خواهیم پرداخت و به کاربردهای آن اشاره خواهیم کرد، با ما همراه باشید.

رویکرد تفکر سیستمی چیست؟

رویکرد تفکر سیستمی به صورت کلی با روش‌های قدیمی متفاوت است. در روش قدیمی یا تحلیل سنتی چهارچوب کار به این شکل است که فرآیند بر تفکیک سیستم به بخش‌های قابل مطالعه تمرکز دارد که در اصل تحلیل (Analysis) به معنای شکستن اجزای شکل‌دهنده است. در نقطه مقابل عملکرد تفکر سیستمی به این شکل است که موضوع یا مسئله پیش رو به چه شکلی با سایر اجزا در تعامل است. این پروسه به این معنی است به‌جای اینکه که مانند روش تحلیل سنتی تک تک اجزای کوچک مورد مطالعه قرار بگیرد، تفکر سیستمی چشم‌انداز خود را گسترش داده تا تعاملات بین سیستمی را پوشش دهد.

با این اوصاف نتیجه‌ای که از تفکر سیستمی حاصل می‌شود نسبت به تحلیل سنتی بسیار متفاوت است. ویژگی‌هایی که در فرآیند تفکر سیستمی وجود دارد باعث شده که حتی پیچیده‌ترین مسائل نیز به شکل راحتی حل شوند. در تفکر سیستمی بیشتر به مسائلی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند که به هر نحوی دارای پیچیدگی‌های خاص خود هستند و عوامل متعدد زیادی بر آن تأثیرگذارند. برخی از حوزه‌های مختلف هستند که ارزش تفکر سیستمی در آن‌ها به اثبات رسیده است که برای نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم:

  • مسائل پیچیده‌ای که دارای عوامل متعدد است و برای ارزیابی آن نیاز به دید گسترده بوده که با استفاده از تفکر سیستمی این امر امکان‌پذیر است.
  • مسائلی که در بازه‌های زمانی مختلف حالت تکراری دارند و با گذر زمان با این که اصلاح شده‌اند رو به وخامت هستند.
  • موضوعاتی که به صورت کلی حالت تأثیرپذیری و تأثیرگذار بودنشان بسیار مشهود است.
  • مسائلی که با ایده‌های سنتی و کاربردی قابل حل نیستند و نیاز به راهکار پیچیده‌تر و حرفه‌ای‌تر دارند.

تفکر سیستمی چه کاربردهایی دارد؟

به منظور درک بهتر کاربرد تفکر سیستمی و تحلیل سنتی بهتر است که با استفاده از مثال به این موضوع بپردازیم. زمانی که آفات به محصولات کشاورزی حمله‌ور می‌شوند برای گام اول از محصولات مرسوم آفت‌کش استفاده می‌شود، حال در این پروسه به این امر دقت داشته باشید که جدا از عوامل متعددی که در این زمینه تأثیرگذارند، آفت‌کشی که استفاده شده است باعث بهبودی اوضاع شده و آفات را از بین می‌برد و هیچ آثار مخربی بر خاک یا محصولات ندارد. حال سؤال اصلی اینجاست که آیا این محصولات آفت‌کش برای همیشه مشکل محصولات کشاورزی را از بین می‌برد؟!

بحث اینجاست که با استفاده مکرر از این آفت‌کش‌ها، عوامل دیگری تحت تأثیر قرار می‌گیرند و به استفاده مداوم نتیجه اول حاصل نمی‌شود و از کیفیت خاک و محصولات کشاورزی کاسته می‌شود تا جایی که دیگر آفت‌کش‌ها مشکل را برطرف نکرده و باید از نقشه‌های دیگری استفاده کرد. در این فرآیند آفاتی که این خرابی را به وجود می‌آورند به روش کنترل یا به دام انداخته شدنشان از بین می‌روند. زمانی که این عملیات اجرا می‌شود در اصل کنترلی که این آفات بر نوع دیگر آفات داشته‌اند بر‌ هم می‌خورد که درنتیجه آفتی که به نوعی تحت کنترل آفت اصلی بوده به شدت بالا می‌رود و به دنبال آن آسیب‌های بدتری به محصولات وارد ‌خواهد شد.

در مثال بالا به زبان ساده به این شکل می‌توان اذعان کرد که اقدامی که به منظور حل مسئله استفاده شده است خود منجر به پدید آمدن مشکلات بیشتر شده که آسیب‌های بدتری را وارد می‌کند.زمانی که در بازه‌های زمانی مختلف از آفت‌کش‌ها به کرار استفاده شود، آفات نوع اول به صورت کلی کمتر می‌شوند اما از طرف دیگر طبق توضیحی که ارائه شد، آفات نوع دوم بیشتر می‎شوند چون آفت نوع یک دیگر کنترلی روی آفات نوع دوم ندارد که منجر به انفجار جمعیتی آفت نوع دو خواهد شد.

حال در این مقطع تفکر سیستمی بهترین راهکار برای کنترل و حل مسئله است که می‌توان از آن بهره برد. حال این مثال بالا را می‌توان به سازمان‌ها و شرکت‌ها تعمیم داد که در صورت بروز یک مسئله و اصلاح آن اگر موضوع وخامت پیدا کرد راه چاره تفکر سیستمی است که با استفاده از این رویکرد می‌توان مشکل را به صورت ریشه‌ای بررسی و ارزیابی کرد و برای برطرف کردن آن راهکارهای جدی‌تری را اتخاذ کرد.

روش مناسب برای رویارویی با مسائل پیچیده

با پیشرفت روزافزون در تمام زمینه‌های کاری، اجتماعی، روابط و روان‌شناختی، انسان دچار مسائل پیچیده‌تر و جدیدتری می‌شود که عناصر مختلفی روی آن تأثیرگذار هستند. در نظر داشته باشید که رفع این مسائل بسیار سخت بوده و نیازمند بینش وسیع‌تر و تخصصی‌تر است. در این میان راهکارهای قدیمی و سنتی شاید تا حدودی موضوع یا مسئله پیش رو را ترمیم کنند اما با گذر زمان مسئله وخامت بیشتری پیدا کرده و این راهکارها دیگر مؤثر نخواهند بود. یکی از مزایای تفکر سیستمی این است که به تنهایی قادر به رویارویی و اثربخشی بر مسئله است که با این دست از مسائل و ارتقای تفکرات به سطحی است که منجر به کسب نتایجی مطلوب حتی در شرایط پیچیده و بغرنج می‌شود.

کلام آخر

تفکر سیستمی نوعی دیدگاه متفاوت به جهان و موضوع‌های مطرح شده در آن است. این نوع دیدگاه روش‌های مؤثرتر و مناسب‌تری را نسبت به سایر دیدگاه‌های دیگر به عرصه می‌گذارد و فهم الگوهای پیچیده را آسان‌تر می‌کند. زمانی که مشکلی به صورت ناگهانی به وجود می‌آید طبیعت ذهن انسان به این شکل است که الگوی تغییرات بلندمدتی که در گذشته رخدادها نهفته است را درک نکند. در این مقاله سعی کردیم به تعریف جامع و ساده‌ای از تفکر سیستمی بپردازیم و در ادامه نوع کارکرد آن با رویکردهای سنتی و قدیمی را با ذکر یک مثال تشریح کنیم. در نظر داشته باشید به منظور حل یک مسئله همیشه راه‌حل‌های قدیمی پاسخگو نبوده و نیازمند یک تفکر نو و بدیع‌تری هستند.