در سال‌های اخیر تعداد بسیاری کتاب‌ در زمینه‌های موفقیت، ثروت، انگیزش و کسب‌ و کار تألیف و منتشر شده است (مانند کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید). اما سؤال این جاست که آیا خواندن این کتاب‌ها تأثیری دارد؟ آیا تنها کاربردشان ثروتمند کردن نویسندگان‌شان نیست؟ باید گفت تمامی انسان‌ها در جستجوی موفقیت و کمال هستند و گرایش آدمی از ابتدای طفولیت تا انتهای کهولت، حرکت به سمت رشد و پیشرفت فردی است.

همه افراد سعی دارند شخصی تأثیرگذار و موفق باشند، به همین ‌منظور برای کسب مهارت‌های مرتبط با موفقیت و ثروت، دست به دامان کتاب‌ها و آموزش‌ها می‌شوند تا از افراد موفق الگوبرداری کنند. در این مقاله قصد داریم یکی از بهترین کتاب‌ها را در زمینه چگونه ثروتمند شدن به شما معرفی کنیم. در ادامه خلاصه کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید را خدمت شما ارائه خواهیم کرد.

مختصری درباره کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید (Think and Grow Rich)، نوشته ناپلئون هیل یکی از بهترین کتاب‌ها در زمینه موفقیت و خودیاری است. ناپلئون هیل سال ۱۸۸۳ در ویرجینیا به دنیا آمد. به دلیل شرایط بد مالی دوران کودکی و نوجوانی سختی را سپری کرد و به همین دلیل موفق به ادامه تحصیل نشد. او استعداد خاصی در نوشتن داشت و همین موضوع سبب شد که حرفه روزنامه‌نگاری را انتخاب کند. در حین فعالیت روزنامه‌نگاری با افراد مشهور زیادی مصاحبه کرد. مصاحبه او با افراد بنام تأثیر زیادی در خلق آثار برجسته او در زمینه موفقیت داشته است.

ناپلئون هیل، کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید را پس از ۲۵ سال تحقیق و تفحص در زندگی افراد ثروتمند و چهره‌های مالی مشهور در سال ۱۹۳۷ به رشته تحریر درآورد. بر طبق آمار گرفته‌شده در طی ۸۳ سال گذشته بیش از صد میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسیده است و پرفروش‌ترین کتاب هیل به حساب می‌آید. هیل در کتاب‌هایش مدعی آن است که از طریق مصاحبه و هم‌نشینی با افراد موفق تاریخ، رمز و رازهای موفقیت را کشف کرده است. او ادعا می‌کند که با اندرو کارنگی یکی از مشهورترین ثروتمندان آمریکایی_ اسکاتلندی ملاقات داشته اما بسیاری از کارشناسان، ادعاهای او را مبنی بر دیدار با  کارنگی دروغ می‌شمرند.

فلسفه اصلی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید بر این موضوع تأکید دارد که، انسان توانایی آن را دارد تا به هر چه فکر‌ کند آن را در عرصه زندگی خود مهیا و حاضر بینید. در مورد ثروت نیز، می‌توانید با تصور و تخیل ثروت و پول، ثروتمند شوید. در واقع شما به چیزی تبدیل می‌شوید که ذهن‌تان آن را امکان‌پذیر می‌داند. به گفته هیل« ثروت واقعی نه با آن چه دارید بلکه با چیزی که هستید و در فکر دارید اندازه گیری می شود.»

نکات و توصیه‌های مهم کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید:

  1. قدرت تفکر، نقش‌دهنده سرنوشت

ناپلئون هیل معتقد است که فکر، بیش از هر چیز دیگر در موفقیت انسان در زندگی نقش دارد. تفکر می‌تواند موثرتر از پول و تحصیلات باشد. او در کتابش به این نکته اشاره دارد که تفکر ترکیبی از معنویت، خواستن و تخیل است و برای هرکدام از این موارد توضیحاتی را بیان می‌کند. در جایی از کتاب می‌خوانیم که «انسان به هر آن چه ذهن بتواند تصور کند و باور داشته باشد دست پیدا می‌کند».

  1.  ایمان، شکل‌دهنده باور

به گفته هیل، داشتن ایمان یکی از راه‌های رسیدن به موفقیت است اگر شما بتوانید خود را متقاعد کنید که به هدفی که تعیین کرده‌اید می‌رسید و آن هدف را دست یافتنی تصور کنید می‌توانید با تکرار و تمرین آن را برای خود باور پذیر کنید. تنها کاری که باید بکنید این است که با اعتماد به نفس و ایمان راسخ در جهت اعتقادات خود پیش بروید و ذهن خود را وادار به تمرین کنید.

برای تقویت ایمان لازم است از احساسات منفی پرهیز کرده و انرژی خود را بر روی امور مثبت متمرکز کنید. هیل از نمونه‌های موفق ایمان و باور، مهاتما گاندی را مثال می‌زند که توانست بدون ابزاری چون پول و ارتش و تنها با پشتوانه‌­ ایمان، تأثیر شگرفی بر روی مردمانش بگذارد.

ایمان به خود، نقش عظیمی بر خودباوری می‌گذارد و نداشتن ایمان دلیل اصلی شکست‌ها و ناکامی‌هاست. توصیه هیل بر نوشتن و تکرار روزانه اهداف و تمرکز بر آن‌هاست تا به مرور زمان به باور تبدیل شوند. البته این نوشتن باید با تصور و احساس مثبت همراه باشد.

  1.  خواستن و اشتیاق، عامل حرکت

هر اندازه که هدف خود را بخواهید به آن دست پیدا می‌کنید. در واقع اشتیاق شما برای رسیدن به اهداف‌تان تعیین کننده سرنوشت‌تان است. در بخشی از کتاب آمده که «شما ارباب سرنوشت خود هستید، شما می‌توانید محیط شخصی خود را تحت تأثیر قرار داده، هدایت و کنترل کنید. شما می‌توانید زندگی‌تان را به چیزی که می‌خواهید تبدیل کنید.» مادامی‌که شما چیزی را بخواهید برای رسیدن به آن تلاش می‌کنید. خواستن باعث اتصال دو قطب افکار و اعمال می‌شود. افراد موفق با وجود شکست‌های پی‌در‌پی تنها با تکیه بر اشتیاق رسیدن به هدف‌شان توانسته‌اند از این شکست‌ها برای رویاهای خود جامه عمل بپوشانند و راهی را برای دستیابی به موفقیت پیدا کنند.

  1.  تخیل و ابتکار، پل پیروزی

هیل معتقد است «برای پیروز شدن در زندگی باید تمام پل‌هایی که شما را به گذشته وصل می‌کند ویران کرده و به شیوه‌ای متفاوت از قبل فکر کنید.» زمانی‌که به این باور برسید که، توانایی تبدیل افکار به چیزها را دارید و هر چیزی که ذهن بتواند تصور کند خلق‌شدنی است، خلاقانه‌تر فکر می‌کنید. تخیل قوی عامل هدایت و پیشرفت شماست و به تعبیری می‌تواند بهترین دوست و یا بدترین دشمن شما باشد زیرا تخیل توانایی آن را دارد که شما را به سوی اهداف مثبت سوق دهد و یا به انحراف بکشاند. ایده‌ها می‌توانند به راحتی به ثروت تبدیل شوند البته اگر با استراتژی درست و برنامه‌ریزی دقیق همراه باشند.

  1.  هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی، رمز موفقیت

 در بخشی از کتاب، هیل به نحوه برنامه‌ریزی صحیح برای رسیدن به اهداف و موفقیت‌ها می‌پردازد.  انتخاب تیم پشتیبان، تهیه یک رزومه عالی، قدم برداشتن به سوی هدف و تمرین صفات رهبری نمونه‌ایی از مراحلی است که او در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید از آن‌ها نام می‌برد. تمام افراد موفق از ابتدا جزء به جزء اهداف‌شان را می‌دانستند. در نتیجه قبل از این که به دنبال چیزی بروید، باید هدف‌تان را به صورت کلی و جزئی تعریف کنید. اگر می­خواهید ثروتمند شوید، باید مبلغ دلخواه‌تان را دقیق مشخص کنید و زمان رسیدن به آن را یادداشت کنید. به علاوه، باید در نظر داشته باشید که حاضرید چه بهایی در مقابل رسیدن به هدف خود بپردازید. 

سخن آخر

هیل، با تحلیل زندگی افراد موفق و ثروتمند و با ذکر مثال‌هایی از زندگی این افراد در کتاب خود به بیان چند ویژگی مشترک در بین این قشر از افراد جامعه می‌پردازد. به عقیده او، افراد موفق با اصلاح تفکرشان به خواسته‌هایشان می‌رسند، آن ها در کسری از ثانیه تصمیم می‌گیرند و پس از آن، قاطعانه پشت تصمیم خود می‌ایستادند. هدفی ملموس را انتخاب می‌کنند و با اشتیاق سوزان آن را دنبال می‌کنند. برنامه جامعی دارند و اجازه نمی‌دهند که نظرات دلسردکننده و منفی دیگران روی آن‌ها اثر بگذارد. در نهایت با حمایت افراد مطمئن و با اهرم صبر و استقامت به اهداف‌شان دست پیدا می‌کنند.

ناپلئون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید عامل اصلی شکست‌ها و موفقیت‌ها را ذهن آدمی می‌داند و اعتقاد دارد که «طلا بیشتر از ذهن آدم ها استخراج شده است تا از زمین.»